سال نو همگی مبارک

امیدوارم خدا به اونایی که یه جو مغز ندارن مغز بده... به اونایی که یه ذره شعور ندارن شعور بده... به اونایی که اینا رو دارن و پول ندارن پول بده... اونایی که بیکارن کار بده... اونایی که الافن سرگرمی بده... اونایی که ناامیدن امید بده... اونایی که بدبختن صبر و همت بده... اونایی که مریضن سلامتی بده... اونایی که زندونن سیگار بده... اونایی که ترشیدن شوهر بده... و اونایی که مثل من وا موندن یه کم وقت بده...

   + زینا - ۳:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱

 

آقا جون چقدر از خودگذشتگی کافیه؟

اگه بدونی طرفت مریضه و به کمکت احتیاج داره چقدر باید گذشت کرد؟ اگر همش بگه اصلا بهت احتیاج ندارم برو گمشو... چقدر باید عشق داد؟

اگه بدونی اگه بری مثل بقیه که رفتن... دیگه فنا میشه... چقدر باید بمونی؟ به چه قیمتی؟ 

   + زینا - ۳:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢۸

 

- حاضری؟

- اوهوم...

- کوشی پس؟...

...

به به به... سلام علکم خانم...

شلوغی... مشروب... رقص... دست...

بابا کجایی سه ساله ندیدیمت...

این دافیه منه...

با اینکه انی cutie  ... دوست دارم...

دستشویی...

خانم افتخار میدین...

زینا کمرم درد میکنه...

بازم رقص رقص رقص...

الو... زینا گم شدم!!!

عرق... عکس... پنکه گندهه...

آخرین آهنگ...

با همه اینها آخرش رادار من هنوز اونور بود... 

   + زینا - ۳:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢٧

 

وقتی قلبم اونقدر درد میکنه که یادم میره نفس بکشم...

   + زینا - ٦:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢٢

 

همیشه گفتم... بازم میگم... آدما بدون نقاب خوشگل ترن... هرچقدر اون نقابشون از واقعت زیبا تر باشه...

   + زینا - ۳:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٩

 

People who just get and give nothing back piss me off...

People who know they can't give and still get piss me off even more...

People who get and then pretend it meant nothing to them just drive me insane...

That's why i prefer books...

   + زینا - ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٦

 

نمیخوام بشنوم...

 تو این شریطی که از بس مقاله های علمی اقتصادی خوندم و معادلات مالی حل کردم و الف رو به میم و بعد به ذال و بعدش به کاف ربط دادم که چشام دورتر از ۱ متر رو نمیبینه و مغزم با دیدن آدمای شاد و خندون و آزاد تو هم گره میخوره و شنیدن موزیک برام یه چیز خارق العاده است و خواب یعنی هر ۲۰ ساعت یه بار ۴ ساعت بیهوش شدن ...  نمیخوام بشنوم ممد شوهر پری به خواهر شهرام چی گفته که خون افتاده تو زندگی شمسی!!!

 نمیخوام... 

   + زینا - ٧:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٥

 

سیگار رو ترک کردم!‌ اینقدر به خودم افتخار میکنم که موقع فارق التحصیلی از هیچ کدوم از رشته هام اینقدر احساس غرور نداشتم...

راستش یه شب با یکی از دوستام تو ایران حرف میزدم که گفت ترک کرده. سیگار کشیدن رو با اون شروع کردم... تو یکی از کافی شاپ های سرخه بازار ۶-۷ سال پیش. اون ولی همیشه بیشتر از من میکشید (آی نزن اگه میخونی). گفتم اگه اون میتونه منهم میتونم! صبح بیدار شدم و دیگه نکشیدم. به همین راحتی. الان سه ماهه نکشیدم. هفته پیش دلم برای عمل کشیدن (دست گرفتن و پک زدن و دود بیرون دادن) تنگ شد گفتم بی خیال یکی میکشم. بعد پک اول به سرفه افتادم و اشک از چشام سرازیر شد دیدم به به. جدی جدی دیگه سیگاری نیستم!

گفتم خبر بدم که همه بهم افتخار کنید! 

   + زینا - ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱۳