میگم با تو که حرف میزنم نقابمو بر میدارم...

میگه بی نقاب عین بچه های پنج ساله ای...

آرامشی بهم میده که سالهاست گم کردم...

   + زینا - ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/٢٠

 

تازه گیها از وقتی تعداد دوستان دخترم زیاد شده متوجه یه موضوعی شدم. بین دوستام اونایی که تحصیل کرده هستن باهوشن کار و درآمد درست حسابی دارن و خلاصه هدفی دارن که دنبالش میکنن همیشه مشکل پسر دارن... یا دوست پسر ندارن یا اگه دارن اذیتشون میکنه یا از یکی خوششون میاد ولی یارو تحویل نمیگیره و از این دست. عوضش اون دسته که زیاد درس و کار و آینده براشون مهم نیست به اون اندازه مشکل ندارن. اگه دوست پسر دارن که از رابطشون کاملا راضین و پسره از همه نظر کیس خیلی خوبیه و اگه ندارن هم خیلی زود یکی رو پیدا میکنن و بعد از ۳-۴ ماه رفتن و اومدن با هم زندگی میکنن و یه دو سه ماه بعدشم خونه میخرن و ...

حالا واسه من این وسط سوال پیش اومده. میدونم یکی از معیارهای من برای دوست شدن با یکی اینه که طرف حرفی واسه زدن داشته باشه و همیشه به فکر رشد و بهتر شدن باشه. طوری که با افتخار بتونم بگم فلانی دوست پسرمه (ممکنه الان کسی نباشه) ولی هدفش اینه که تو ۵ سال آینده فلان.... همیشه هم فکر میکردم اگه پسر بودم طرز فکرم همین میشد. یعنی دلم میخواست طرفی که به عنوان شریک حال حاضر انتخاب میکنم آینه تواناییهام و هم سطح خودم باشه (این وسط کاری به تیپ و قیافه ندارم که یه بحث مفصل داره). پس چرا عملا همچین چیزی نیست؟ آیا دخترهای مستقل که میتونن گلیمشونو از آب بیرون بکشن برای خودشون تصمیم بگیرن و کسی باشن پسرها رو میترسونن و فراری میدن؟ آیا ضعف دخترها برای پسرها جذابیت داره یا این که این موقعیت که میتونن تکیه گاه یکی باشن بهشون حس خوبی میده؟ 

 

   + زینا - ٥:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱